- موجودی: درحال حاضر موجود نمی باشد
- مدل: 135770 - 112/2
- وزن: 0.30kg
دوباره لیلا شو
نویسنده: مرجان عالیشاهی
ناشر: نون
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 280
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1396 - دوره چاپ: 1
مروری بر کتاب
پرندههای مهاجر باید بالاخره یک روزی یاد بگیرند که ساختن آشیانه بر چنار پیر یا دودکش گرمابه قدیمی که هنوز هیچ تصمیمی برای آن گرفته نشده که برود در لیست میراث فرهنگی یا نه، خیلی بهتر از ساختن آشیانه روی شاخههای تر و تازه درخت توتی است که مورد هجوم مردم است هنگام اردیبهشت و خرداد. حتی بهتر است از ساختن آشیانه توی بالکن آپارتمانها.
اگر آشیانه روی شاخههای یک درخت گلابی مغرور باشد که خود را به دست بادهای فصلی سپرده یا توی کانال کولر خانهای که به مستاجر اجاره داده میشود یا زیر سایهبان پارکینگ عمومی ادارهای، پرنده که برمیگردد هیچ نشانی از زندگی گذشته خود آنجا نمییابد و باید برود...
داستانی از زندگی لیلا، دختری که کودکی خود را در مهاجرت بین شهر و روستای خانوادگی اش پشت سر گذاشت و آینده اش را با دستان خودش به صورتی ناگوار شکل داد و پسری به نام بهمن، او که در کودکی بخشی از شنوایی اش را در پی دلسوزی اش برای پرندگان از دست داد و جوانی اش را با بیماری ناگواری آغاز کرد، بیماری صعب العلاجی که جان او را به بازی گرفته است....
ساعت پنج بود. می دانست بیرون این ساختمان روز در حال غروب است. ساختمانی که سقفش بیش از اندازه کوتاه بود و انگار برای یک قد متوسط ساخته شده و کسی که قدش کمی از حالت متوسط بلندتر باشد باید زیر آن دولا شود. لیلا فکر کرد، بیرون از این ساختمان آفتاب خزیده است توی پشت گرم و نرم کوه و ماه هم چنان توی بغل کوه است و از سرجایش تکان نخورده تا همه جا رو به تاریکی برود و با قیافه ای روشن و حق به جانب از توی آغوش کوه بزند بیرون و به آفتاب که پشت کوه می رفت، حتی نگاهی هم نکند. انگار این آغوش هزار سال است که تنها برای او ساخته شده و آفتاب جایش برای همیشه پشت کوه است.