جستجو براي:  در 
صفحه کلید فارسی
پ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 Back Space
ض ص ث ق ف غ ع ه خ ح ج چ
ش س ي ب ل ا ت ن م ك گ
ظ ط ز ر ذ د ء و . , ژ
       جستجوی پیشرفته کتاب
  02/01/1396
نویسندگان   ناشران   بانک کتاب   فروشگاه
 
سفارش از آمازون
پیگیری سفارش آمازون

 
مدیریت مقالات > مقالات عمومي

اختراعاتي كه دنيا را متحول كرد - ويلبور واورويل رايت ۲
گروه: مقالات عمومي

مردانيكه به بشر بال و پر دادند

دو سال آزمايش با هواپيماهاي بي موتور

كيتي هاوك قصبه كوچك و گمنامي بود واقع در كنار خليجي بهمين نام. ويلبور پس از يك مسافرت ناراحت و طولاني با زورق بخاري كهنه و كثيفي بكنار خليج كيتي هاوك رسيد و چون نيمه شب نمي توانست در شهر تاريك و غريب جائي براي اقامت پيدا كند ترجيح داد كه آنشب را نيز در همان كشتي بروز آورد. صبح پسري را كنار ساحل گير آورد و از او راه خانه بيل تيت رئيس دفتر پست را پرسيد. وقتي بزحمت خانه ويرا پيدا كرد خانم بيل تيت دريافت كه بامهماني سرو كار دارد كه دوروز است لب بچيزي نزده.

پس اول غذاي صحيحي براي ويلبور تهيه كرد تا شوهرش نيز برسد.
ويلبور بكمك بيل تيت وزنش و ماشين خياطي ايشان شروع بكار كرد و با تخته سه لائي و پارچه ابريشمي محكم هواپيماي بي موتوري با بالهائي بطول 17 پا ساخت و پيغامي به اورويل فرستاد كه بسوي كيتي هاوك حركت كند ضمناً تذكر داد كه براي راهش چند ساندويچ با خود بر دارد.

هواپيماي ويلبور كه قريب 25 كيلو وزن داشت حاصل تمام تجربيات فني و مطالعات طولاني برادران رايت را در خود جمع كرده بود. خصوصيات عمده آن عبارت بود از بالهاي متحرك كه ميتوانستند در مقابل جريان باد بزاويه هاي مختلف قرار گيرند تا تعادل هواپيما حفظ گردد و ديگر سكان مخصوصي براي صعود و نزول هواپيما. اما چيزيكه در اثر سهل انگاري و بي اطلاعي مأموران دفتر هواشناسي مزاحم آزمايش شده و ممكن بود بكلي نتيجه كار را خراب سازد موضوع جريان بادهاي آن ناحيه بود كه گاهي بسيار آرام و زماني بصورت طوفانهائي شديد بسرعت (60) ميل در ساعت در ميآمد و در صورتيكه برادران رايت بنابر تحقيقات قبلي خود انتظار داشتند بادهاي ثابت و آرامي باسرعت 15 ميل در ساعت ايشانرا در انجام نقشه خطيرشان همراهي خواهد كرد. مأموران دفتر هواشناسي در گزارش خود « معدل» وزش دائمي بادها را حساب كرده و گفته بودند « عموماً» سرعت باد در آن ناحيه 15 ميل در ساعت ميباشد.

علاوه براين اشكال ديگري پيش آمد و علت آن اشتباه برادران در محاسبات قبلي بود. بنابر آن محاسبات ميبايستي بادي بسرعت 17 تا 21 كيلومتر در ساعت براي بلند كردن هواپيماي بي موتورشان كافي باشد و در موقع نشستن دستگاه نيز بآرام پائين آمدن آن كمك نمايد و حال آنكه در عمل معلوم شد كه براي اينكار سرعت جريان باد بايد خيلي بيش از اينها باشد. بهمين علل بار اول دستگاه خود را بدون خلبان بهوا فرستادند و نتيجه پرواز آن رضايت بخش از آب در آمد. پس بار دوم برادران رايت بهمراهي بيل تيت هواپيما را ببالاي تپه اي حمل كردند و ويلبور و اورويل هر كدام بنوبت در محل مخصوص وسط بالهاي هواپيما جاي گرفتند و هواپيما را به پرواز در آوردند كه آرام و بي خطر فاصله تپه را تازمين مسطح پرواز كرده و در پائين تپه فرو نشست. در اين آزمايش پروازهاي كوتاه بر ايشان معلوم شد كه دستگاه حركت بالها و سكان صعود و نزول خيلي بهتر و مؤثر تر از آنچه تصور ميكردند از آب در آمد.

در مدت چندين هفته برادران رايت آزمايشهاي هواپيمائي خود را ادامه دادند و هر روز گزارش عمليات و اطلاعات و كشفيات حاصله را بنظم و دقت در دفاتر مخصوص يادداشت كردند. وقتي زمستان آنسال فرا رسيد برادران رايت هر چه لازم بود ميدانستند و نقشه هواپيماهاي بعدي را حاضر كرده بودند، پس بادبادك خود را در بالاي تپه ترك نموده تصميم بباز گشت بشهر خود گرفتند.

در موقع خدا حافظي بيل بيل تيت با قيافه اي افسرده از ايشان اجازه گرفت كه زنش پارچه هاي ابريشمي بادبادك را از دستگاه جدا سازد و چنانكه قرار بود براي دخترهايش لباس بدوزد. خانم بيل تيت نيز كه به برادران رايت انس زياد گرفته و آرزوي موفقيت ايشان را در دل ميپروراند پرسيد:
آيا دوباره بنزد ما بر ميگرديد و بآزمايش هاي خود ادامه ميدهيد؟ البته! باز هم شما را ملاقات خواهيم كرد. اين دفعه هواپيماي بزرگتر و مكمل تري خواهيم ساخت و تمام تابستان آتيه روي ماشين جديد باهم كار خواهيم كرد.

طول بال دستگاه جديد 22 پا و وزن آن در حدود 45 كيلو بود اين بزرگترين هواپيماي بي موتوري بود كه تا آنوقت ساخته شده بود. ايندفعه برادران رايت در كيتي هاوك خانه و پناهگاه بزرگتري در مجاورت يك تپه شني بنام « كيل دويل هيل» بر پا نمودند و آزمايشهاي خود را آغاز كردند. اولين پرواز آزمايشي در ژوئيه 1901 انجام شد. اورويل موفق گرديد در فاصله اي بطول 315 پا پرواز نمايد و بزمين بنشيند. معذالك نتيجه آزمايش از هر جهت رضايت بخش و بي خطر نبود و برادران رايت دريافتند كه محاسباتيكه پيشقدمان صنعت هواپيمائي در تناسب بين حجم دستگاه با نيروي محركه كه آن بعمل آورده بودند و اساس كار ايشان نيز بر روي همان قرار داشت غلط و بي ارزش ميباشد.

اين وضع برادران رايت را بسيار مأيوس كرد. تجربيات كيتي هاوك ناتمام ماند و خيلي زودتر از موقع مقرر ويلبور و اورويل به ديتون مراجعت نمودند. شايد هر دو خيال ميكردند كه ديگر فكر هوانوردي رادنبال نخواهند كرد. شايد هم ويلبور اصلاً به اين فكر افتاده بود كه اينكار را « بشر هزار سال ديگر» بايد انجام دهد. معذالك چون چند روز از مراجعشان بديتون گذشت و كارهاي مغازه دوچرخه سازي شان بجريان عادي افتاد وسوسه كنجكاوي و ميل خطر و موفقيت ايشان را گرم كرد و بكار و جنب و جوش واداشت.

ايندفعه براي آسان كردن و تسريع عمليات آزمايشي ويلبور و اورويل در اطاق پشتي مغازه خود يك « تونل بادي» ساختند و در يكطرف آن بادبزن نيرومندي كه توسط ماشين گازي كار ميكرد قرار دادند، سپس در جريان بادي كه در تونل برقرار ساختند شروع بآزمايش انواع و اقسام بالهاي هواپيما نمودند. اينكارها بقدري سريع و آسان انجام ميشد كه ايشان توانستند در پائيز سال 1901 تعدادي متجاوز از ( 200) نوع بال هواپيما را با خصوصيات متفاوت مورد تجربه و مطالعه قرار دهند و همين رويه پايه و مبناي كليه پيشرفت هاي بعدي ايشان گرديد.

اولين فايده بزرگ « تونل بادي» اين بود كه ايشان دوباره بكار دلگرم شدند. در تابستان بعد ويلبور و اورويل با سومين هواپيماي بي موتور خود كه فقط قدري از دستگاه قبلي بزرگتر ولي بر روي اصول دقيق و جديد مبني بر آزمايشهاي گوناگون « تونل بادي» ساخته شده بود به گيتي هاوك حاضر شدند.

مهمترين امتياز هواپيماي اخير اين بود كه در انتهاي آن دمي تعبيه شده بود كه در نگهداري تعادل دستگاه نقش بزرگي بازي ميكرد.
آزمايشهاي سال 1902 ثابت كردند كه برادران رايت از « تونل بادي» خود درسهاي مفيد گرفته اند. هواپيماي ايشان با وضع رضايت بخشي كار ميكرد پروازهاي آن گاهي بمسافت ( 600) پا ميرسيد و مدتي بيش از يك دقيقه طول ميكشيد. بيل تيت كه با حظ٧ و حيرت فراوان ناظر اين جريانات و آزمايشها بود يكروز بي اختيار فرياد كرد:
اگر روپوشي از پرداشت ديگر اصلاً بزمين نمينشست و هميشه در هوا پرواز ميكرد.

بحث ها و اشكالات

اقدام بعدي كه ميبايستي ايشانرا بسر منزل مقصود برساند مجهز كردن دستگاه به موتور بود. همانطور كه تكميل هواپيماي بي موتور بدون خطر و خرج زياد در آزمايشگاه ايشان صورت وقوع يافت، برادران رايت تصميم گرفتند كه با دقت و بردباري تام منظور اصلي خود را هم ابتداء در همان آزمايشگاه بمورد تجربه و عمل در آوردند.

اينك موضوع اصلي در مقابل ايشان ساختن موتور صحيح براي هواپيما بود. ماشين هاي بخار چنانكه به ثبوت رسيده بود نميتوانست بتناسب وزن خود نيروي محرك بدستگاه بدهد. محاسبات برادران رايت نشان ميداد كه ميبايستي ماشيني بسازند كه (8) اسب بخار نيرو داشته باشد و وزنش از (75) كيلو تجاوز ننمايد و فقط يكنوع ماشين ميتوانست اين منظور را عملي سازد و آنهم ماشين با سوخت بنزين يا با سيستم سوخت داخلي بود كه از چندي قبل با موفقيت در اتوموبيل ها مورد استعمال قرار گرفته بود.

پس از آنكه برادران رايت بشركت هاي سازنده ماشين هاي بنزيني نامه ها نوشته و تحقيقات مفصل بعمل آوردند بر آنها معلوم شد كه از هيچ يك آبي گرم نخواهد شد زيرا اولاً بسياري از شركت ها حاضر بجواب دادن نامه نشدند و ميل نداشتند سرمايه خود را بر سر امري چنين خطرناك بگذارند. پيشنهاد يكي از شركتها هم كه وارد مذاكره شده بود شرايط شاق و قيمت گزاف تكليف ميكرد و ويلبور بشك افتاد كه مبادا پول و وقتشان بر سر آن بهدررود، پس برادران رايت تصميم گرفتند خودشان دست بكار شوند و موتوري از هر حيث مطمئن و ارزان براي هواپيماي خود بسازند.

محصول همكاري برادران رايت با يكنفر كانيسين مغازه دوچرخه سازي، ايندفعه موتوري بود كه بوزن 75 كيلو نيروئي برابر با ( 12) اسب بخار توليد ميكرد. در ضمن انجام اينكار مهم عمليات طراحي و ساختمان بدنه هواپيما نيز با مهاجه ها و مشاجره هاي دو برادر بر سر هر موضوع و نكته اي بپايان رسيد و آخر الامر برادران رايت متفق الرأي هواپيما دو باله اي ساختند كه طول هر بال از يك انتها بانتهاي ديگر (40) پا و فاصله بال پائيني از بالائي شش پا بود. موتور آن درست در مركز بال پائيني كار گذاشته شده و جلوي هواپيما مجهز بسكان صعود و نزول بود. در عقب بدنه هواپيما دمي با پره هاي متحرك قرار داشت. اما براي حفظ تعادل ماشين محل خلبان در طرف چپ مركز و بسيار ناراحت بود بطوريكه خلبان مجبور بود بر وي شكم بخوابد و ماشين را هدايت كند. علاوه بر آن دو پروانه گردان موتور نيز در عقب بالها نصب شده بود زيرا در آنوقت همه كس تصور ميكرد كه فقط پروانه ايكه در پشت ماشيني قرار داشته باشد آنرا بسوي جلو ميراند مانند پروانه كشتي كه هميشه در عقب كشتي ميچرخيد تا بتواند كشتي را بسوي جلو حركت دهد.

برادران رايت در اين جريان راجع بساختمان و طرز واقع شدن پره هاي پروانه چندان بحث و شور نكردند و تصور ميكردند كه اين موضوع كار ساده ايست و در موقع عمل ميتوان فوراً آنرا مطابق دلخواه بنوعي ساخت بخصوص كه پروانه هاي گردان كشتيهاي بخار از (70) سال قبل مورد استفاده قرار گرفته و كشتيها را در آبها بحركت درآورده بودند و ويلبور و اورويل يقين داشتند كه اساس كار پروانه هاي هواپيما نيز بهمان منوال خواهد بود. ولي وقتي نوبت بساختمان پروانه هاي هواپيما رسيد ملاحظه كردند كه اين خود يكي از مسائل بسيار دقيق و مشكل ميباشد و چون خواستند سوابق امر و اطلاعات و محاسبات علمي و دقيق درباره پروانه هاي كشتيها را مورد تفحص و بازرسي قرار دهند ملاحظه نمودند كه تا آنوقت هيچگونه تحقيقات علمي و جدول بندي و آمارگيري روي نيرو و طرز كار پروانه هاي كشتيهاي بخاري بعمل نيامده و مدارك مدون و محاسبات مظبوطي موجود نميباشد. ناچار برادران رايت خود شروع به تحقيق و تفحص جديدي نمودند كه به نتايج روشن و مفيدي منتهي گرديد و بالاخره ويلبور و اورويل با موافقت يكديگر مدل پروانه اي ساختند و مورد آزمايش قرار دادند. اگرچه ويلبور و اورويل از نتيجه اين اقدامات خود كاملاً راضي نبوده پروانه هاي هواپيماي خود را چيز ناقص و ناقابلي ميدانستند معذالك پس از پرواز هاي آزمايشي مشاهده شد كه خاصيت متحركه آن پروانه هاي يك سوم از مدل پروانه سر هيرام مكسيم و پرفسور لانگي بيشتر بود.

كيتي هاوك بارديگر ميدان عمليات ويلبور و اورويل كه اكنون به ترتيب 36 و 32 سال داشتند گرديد. اسباب كار و قسمتهاي هواپيما با كشتي كوچكي بمحل معهود حمل شد. ويلبور و اورويل در عمق ضمير خود مي دانستند كه اين بار ديگر آخرين فرصت آنهاست و اگر آزمايش ايشان با شكست روبرو شود چاره اي جز آن نخواهد بود كه بمغازه دوچرخه سازي ديتون باز گردند و زندگي عادي خود را بدون هيچ نوع فكر و اميد هيجان بخشي بآخر برسانند.

اولين پرواز هواپيماي موتوري

بر فراز تپه « كيل دويل هيل» ارودوئي بر پا شد و برادران بكار پرداختند. در سه ماه اول سختي ها و حوادث و بدشانسي هاي گوناگون پيش آمد و كارها بتعويق افتاد. يكبار طوفاني اردوگاهشان را با چادر و خانه سرپوشيده اش فرو خواباند و چون بساختن پناهگاه وسيعتر و محكم تري شروع كردند طوفان سختي بسرعت 75 ميل در ساعت در گرفت و چيزي نمانده بود كليه بساط و وسايل كارشان را قلع و قمع و نابود سازد. سوار كردن قسمتهاي مختلف هواپيما و موتور خيلي بيش از آنچه تصور ميكردند بطول انجاميد. دفعه اول كه موتور را بكار انداختند پره٧ هاي يك پروانه شكست و چون آنرا براي تعمير به ديتون فرستادند خرابيهاي كوچك ولي مزاحم ديگري در موتور روي داد. بالاخره وقتي با فراست و پشت كار كليه معايب دستگاه را بر طرف كردند و هواپيما براي پرواز حاضر شد نوبت توليد دردسر و معطلي بعوامل طبيعت رسيد. با دو باران و برف و طوفانهاي شديد يكي پس از ديگري فرا رسيدند. يك بار ديگر پروانه ها شكسته شد و اين دفعه اورويل مجبور شد كه آنها را بديتون ببرد و پروانه هاي فولادين محكمتري بجاي آنها بسازد و بياورد.

وقتي اورويل مجدداً به كيتي هاوك مراجعت كرد هوا آرام و مساعد شده بود. پروانه ها را نصب كردند و ريلهاي آهني را روي زمين مستحكم ساختند روز 14 سپتامبر 1903 پرچمي بر فراز پناهگاه باهتزاز در آمد و باهالي آن ناحيه كوچك اعلام كرد كه هواپيماي برادران رايت اولين پرواز آزمايشي خود را آغاز مي نمايند. مردم قصبه كيتي هاوك كه از چندي قبل منتظر اين علامت بودند براي مشاهده جريان امر بمحل اردوگاه جمع شدند. بعضي از آنها با برادران رايت كمك كرده هواپيما را روي ريلها ببالاي تپه انتقال دادند.

شير و خط كردند و شانس سواري اول به ويلبور اصابت كرد. ماشين را درجا روشن كردند كه گرم شود. دو بچه و سگشان ازترس صداي آن پا بفرار گذاردند. ويلبور سوار هواپيما شد و در محل مخصوص خودروي شكم خوابيد. سيم محكمي كه هواپيما را در جا نگه ميداشت قطع شد و هواپيما بسرعت در سرازيري ريلها بحركت درآمد و پس از طي 40 پا بهوا بلند شد ولي فرمان صعود خيلي زود داده شد در نتيجه هواپيما سرش عمودي بطرف بالا شد و كمي اوج گرفت و سپس سنگيني كرد و نتوانست خود را بالا بكشد و به پائين تپه سرنگون شد در نتيجه بال چپ آن در هم شكست و موتور و بعضي قسمت هاي ديگر آسيب ديد ولي ويلبور سالم ماند. رويهم رفته هواپيما مدت سه ثانيه و نيم در هوا ماند و مسافت ( 105) پا پرواز كرد.

گرچه تماشاچيان از اين حادثه بسيار ناراحت و متأثر شدند اما ويلبور و اورويل از نتيجه تجربه خود راضي بودند. براي تعمير هواپيما دو روز صرف شد. روز سوم صبح باد سرد و نسبتاً تندي بسرعت 27- 22 ميل در ساعت ميوزيد.
برادران رايت تا ساعت ده صبح منتظر آرام شدن باد بودند ولي بعداً تصميم گرفتند كه پرواز را شروع كنند زيرا حساب ميكردند كه فشار باد اگر چه ممكن بود از جهاتي كار پرواز را دچار اشكال سازد ولي در عوض اين حسن را داشت كه از شدت خطرات ممكنه در هنگام نشستن ميكاست. قبل از شروع بآزمايش سرعت باد را اندازه گيري كردند كه اينك بين 24 و 27 ميل در ساعت بود.

اورويل دهسال بعد در دفتر يادبودهاي خود راجع بگزارش عمليات كيتي هاوك در آنروز چنين نوشته است: « اكنون تعجب ميكنم با چه دل و جرأتي ما در آن هواي طوفاني حاضر شديم آزمايش خود را آغاز نمائيم. با كليه تجربيات و مهارتيكه حالا بعد از هزاران پرواز بدست آورده ام بهيچوجه نمي توانم حاضر شوم كه با يك ماشين غير مكمل و امتحان نشده در ميان بادي بسرعت 27 ميل در ساعت پرواز نمايم. بعد از اينهمه سالهاي تجربه و تمرين حالا بفكر اينكه روزي ما با يك هواپيماي بدوي و غير مطمئن در تحت شرايط جوئي بسيار نامساعد چنان بي با كانه خود را بكام خطر انداختيم دچار وحشت ميشوم.»

دفعه قبل ويلبور آزمايش را شروع كرده بود. ايندفعه نوبت اولين پرواز به اورويل ميرسيد. وقتي سيم ارتباط هواپيما با زمين قطع شد و دستگاه روي ريل ها بحركت درآمد بر خلاف دفعه قبل بعلت مقاومت بادي بسرعت 27 ميل در ساعت هواپيما ديرتر سرعت گرفت و پس از آنكه مسافتي متجاوز از 40 پا بروي ريلها طي نمود از زمين بلند شد ولي وزش شديد باد سير آنرا نامرتب ميكرد و گاهي يكمرتبه هواپيما را تا (10) پا بالا ميبرد يا همان اندازه پائين ميانداخت معذالك اين پرواز مدت 12 ثانيه طول كشيد و اين اولين باري بود كه يك هواپيماي موتوري با خلبان خود توانسته بود آنقدر در آسمان پرواز كرده و پس از پرواز منظمي با نيروي موتور خود در همان نقطه مبداء حركت مجدداً فرونشيند.

تسخير آسمانها شروع ميشود

پروازهاي آزمايشي آغاز گرديد. برادران رايت هريك بنوبه خود سوار هواپيما شده مدت 12 و 15 ثانيه گاهي بيشتر پرواز نموده مسافتي نزديك به 200 پا يا بيش از 200 پا طي كردند. اين آزمايشها ثابت كرد كه گردش پروانه ها و تغيير وضع بالها و دم در كار رانندگي هواپيما و برقراري تعادل و سرعت حركت آن فوق العاده مؤثر بود. در روز اول هنگام چهارمين پرواز ويلبور موفق شد با كنترل بهتري ماشين را مدت 59 ثانيه در آسمان نگاهدارد و مسافت 852 پا بپيمايد، ولي متأسفانه بعد از آنكه هواپيما فرود آمد طوفان شديدي شروع شد ماشين را از زمين كند. كوشش برادران رايت و چند نفري كه با ايشان بودند براي نگهداري هواپيما بجائي نرسيد و باد با شدت تمام آنرا دو سه بار بروي زمين غلتاند و هواپيما و ماشين را خورد كرد. خسارت وارده غير قابل جبران بود و بالنتيجه عمليات آزمايشي آنسال تابستان سال آينده به ديتون مراجعت نمودند.

خبر پرواز برادران رايت منتشر شد. مخبر روزنامه اي حقيقت و مجاز و واقعيت و خيال را بهم بافت و مقاله اي راجع به برادران رايت و ساختمان هواپيما و پروازهاي ايشان نوشت و براي 22 روزنامه و مجله مختلف فرستاد كه درج شود. فقط دو سه روزنامه اقدام به نشر مقاله وي نمودند. از جمله اظهارات علمي خبرنگار مذكور مطالب زير بود: « ويلبور شخصاً موتور هواپيما را ميراند و مسافت 3 ميل پرواز كرد در حاليكه اورويل از خوشحالي اورويل از خوشحالي روي زمين ميدويد و مانند ازشميدس فرياد ميكرد « يافتم » ( اوركا). هواپيما داراي يك پروانه « در عقب دمش» بود كه آنرا بفشار بطرف جلو ميراند و يك پروانه « در عقب دمش» بود كه آنرا بفشار بطرف جلو ميراند و يك پروانه « شش پره» در « زير بدنه» داشت كه سبب بلند شدن دستگاه از زمين مي گرديد.»

برادران رايت دست بكار ساختمان ماشين قويتر و هواپيماي محكم تري شدند. موتور ايشان ايندفعه (8) سيندر داشت. ميدان آزمايش را نيز محل نزديكي در (8) ميلي ديتون انتخاب نمودند. برادران رايت رسماً تقاضا كرده بودند كه اختراع « ماشين پردنده» بنامشان به ثبت برسد و ديگر دليلي نداشت كه آزمايشهاي خود را در خفا نگهدارند. پس روز پرواز را تعيين نموده از خبرنگاران جرايد دعوت كردند كه در ميدان آزمايش حاضر شوند و جريان امر را بچشم مشاهده كنند. دوازده نفر از خبرنگاران دعوت را پذيرفتند و در محل حاضر شدند. باد نامساعدي شروع بوزيدن كرد، بعلاوه موتور هواپيما هم بازي در آورد و نامرتب كار كرد. پرواز عملي نشد و خبرنگاران با دست خالي و دهن پراز دشنام پي كار خود رفتند در حاليكه همگي مطمئن شده بودند كه موضوع پرواز با هواپيما بجز گزافه گوئي دسته اي از شيادان چيز ديگري نميتوانست بود.

اين واقعه يك فايده داشت كه ديگر خبرنگاران كرد آزمايشهاي هوا نوردي نگرديدند و با مداخله و پر حرفيهاي خود مزاحم حال آزمايش كنندگان نشدند، و برادران رايت مهلت يافتند كه سر فرصت و با اطمينان خاطر بعمليات خود ادامه دهند. در سال 1904 ويلبور و اورويل رايت پنجاه پرواز كردند كه دوتاي از آنها بيش از (5) دقيقه طول كشيد. در اين مدت هواپيما چندين دفعه دور ميدان چرخيد و سپس روي زمين فرونشست. ايندفعه ديگر جاي ترديد و بدبيني باقي نمانده بود، بالاخره بشر آسمانها را به تسخير خويش در آورده و عصر پرواز را آغاز كرده بود. ناگفته نماند كه بزرگترين شانس و راز موفقيت برادران رايت اين بود كه ضمن آزمايشهايشان دچار حوادث سخت نشدند و با مراعات احتياطهاي لازم و درنگ در كار توانستند جان خود را حفظ نموده فرصت كافي براي ادامه آزمايشها و تكميل اختراع خود بدست آوردند.

ابعاد كره زمين كوچك ميشود

هنوز عالم مطبوعات باور نكرده بود كه در يك مزرعه نزديك ديتون برادران رايت مشغول پابه گذاري يكي از مهمترين ستونهاي تمدن در قرن بيستم بودند. يك معلم مدرسه كه از ابتداء آزمايشهاي برادران رايت را دنبال كرده بود راجع به موفقيت اخيرشان مقاله اي علمي و صحيح و در مجله كوچكي بنام « خوشه چيني از تمدن زنبور عسل» منتشر ساخت و در سر كلاس براي شاگردان خود آزمايشها و پيشرفتهاي برادران رايت را در عالم هوانوردي شرح و توضيح داد.

درست سه سال پس از اولين آزمايش پرواز در كيتي هاوك، مهمترين مجله وزين و معتبر امريكائي بنام « علم در امريكا» درباره اختراع برادران رايت چنين نوشت: « متدرجاً و بدون آنكه كسي آگاه شود « غير ممكن» ممكن و عملي شد و بشر قادر گرديد باختيار خود در آسمانها پرواز نمايد... شايد بتوان گفت كه در سراسر تاريخ اكتشافات عملي هرگز مخترعان پيدا نشده اند كه مانند برادران رايت اين چنين متواضعانه و بدون تظاهر بسوي هدف عالي خود پيشرفته باشند. اكنون برادران ويلبور و اورويل رايت با كمال موفقيت اختراع مهم هواپيماي موتوري را تقديم بشريت مي نمايند.»

عجب اينجاست كه امريكا كمتر از اروپا باين اختراع توجه نمود. مملكت فرانسه هواپيماي جديد را با آغوش باز پذيرفت و براي آن اهميت زياد قائل شد. بهمين جهت ويلبور در سال 1908 تصميم گرفت كه هواپيماي خود را در فرانسه بمعرض نمايش عمومي گذارد. اولين پرواز وي در شهر لومان با مساعدت « باشگاه هوائي فرانسه» در حضور خلق كثيري بعمل آمد. مدت پرواز فقط يك دقيقه و 45 ثانيه بود ولي وقتي ويلبور از هواپيمايش پياده شد سيل تماشاچيان با هيجان و اشتياق بسويش هجوم آورده او را بوسيدند و بر دست بلند كردند و خبر اينواقعه در سراسر مملكت فرانسه پيچيد و غوغائي بر پا كرد.

در اين وقت دولت امريكا نيز از اورويل دعوت كرد كه در يك روز رسمي در حضور مأموران كشوري و نمايندگان نيروهاي لشگري با هواپيماي خود نمايشي دهد. ميدان پرواز، زمين رژه « فورت مابر» نزديك شهر واشنگتن انتخاب گرديد و تئودور روزولت پسر رئيس جمهور وقت نيز بنمايندگي پدر خود در آن نمايش حضور يافت. اورويل مدت يك دقيقه و ربع دقيقه دور ميدان چرخيد و بزمين فرود آمد تماشاچيان با غريو تحسين و شادي از موفقيت فوق تصور وي تجليل بعمل آوردند. خبرنگاران جرايد با اشك شادي او را در ميان گرفتند و پرواز او را معجزه عصر شمردند.

برادران رايت بالاخره دنياي معاصر خود را تسخير كردند و عالم قديم و جديد را در مقابل خود بكرنش در آوردند زيرا ايشان توانسته بودند آرزوي كهنه بشر را بمرحله عمل درآوردند و به بشر بال و پر عطا نمايند. در دنباله اختراع اين بنا گذاران تمدن عده كثيري از خلبانان و هواپيماسازان و مخترعان بجنب و جوش درآمدند و فضاي بيكران آسمانها را ميدان آزمايشها و فعاليت خود قرار دادند. در 1909 بلريوي فرانسوي تنها با هواپيماي خود از روي تنگه مانش پريد، و آخر الامر 20 سال پس از آن يكنفر امريكائي بنام ليند برگ تنها با هواپيمائي دو را دور كرده ارض را فراگرفته و در مقابل جهش نيروي فكر و اراده آنمردان ابعاد و مسافات طولاني بصورت بازيچه اي در آمده و گوئي كره پهناور ما در مقابل پرش سر سام آور پرندگان غول آساي جديد چون گوي كوچكي شده است.

ويلبور رايت نتوانست باندازه كافي از شراب موفقيت و شهرت سرمست گردد و بسال 1912 در سن 45 سالگي در اثر حمله مرض حصبه چشم از دار فاني فروبست.
برادران كوچكتر مدت 35 سال پس از او زندگي كرد و ترقيات روز افزون هوا نوردي را قدم بقدم پيروي كرد و بچشم ديد كه چگونه سرعت سير در آسمانها از 30 ميل در ساعت ( آزمايش ابتدائي در كيتي هاوك) به (760) ميل در ساعت رسيد يعني تقريباً بسرعت انتقال صوت در فضا.

در ميان بناهاي ياد بود كه باحترام برادران رايت در نقاط مختلف برپا شده دو چيز داراي اهميت خاص ميباشد: يكي برج ديده باني بارتفاع (60) پا در بالاي تپه « كيل دويل هيل» ميدان پروازهاي تاريخي برادران رايت كه بموجب لايحه مصو٧به در كنگره ممالك متحده امريكا بسال 1932 ساخته شد و روي سنگ آن جمله زير بنظر ميرسد:
« بيادگار تسخير آسمانها توسط برادران ويلبور و اورويل رايت كه بنيروي نبوغ و عزم سركش و ايمان تزلزل ناپذير خود بهدف عالي خويش نائل شدند.»

و اما يادگار دومي كه براي هميشه نام بزرگ اين دو برادر در خاطر نسل هاي آينده زنده نگه خواهد داشت دستگاه هواپيماي موتورداري است كه در سال 1903 در كيتي هاوك توسط برادران ويلبور و اورويل رايت بپرواز درآمد و اكنون چون گنجينه پر بهائي در بنگاه سميت سونيان واشينگتن محافظت ميشود.

قسمت قبل   
راهنماي سايت
كتاب
سفارش كتاب بدون عضويت
پيگيري كتاب بدون عضويت
پيش از مرگ بايد خواند
مقالات
گزارشات
جان کلام
نقد و ادبيات
تاريخ سينما
شاهنامه خوانی
داستان های کوتاه
امثال و ادبيات كهن
افسانه ها و فرهنگ توده
آی کتاب پلی است بین پدیدآورندگان
کتاب و خوانندگان آثارشان

پیگیری و سفارش تلفنی
ساعت ۱۷ - ۹
پنجشنبه ها ۱۳- ۹
۲۲۲۳۸۱۲۳
۲۶۴۵۸۱۵۶
۲۶۴۵۸۳۴۷

پیگیری سفارش آمازون
۲۶۱۲۳۴۵۹