جستجو براي:  در 
صفحه کلید فارسی
پ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 Back Space
ض ص ث ق ف غ ع ه خ ح ج چ
ش س ي ب ل ا ت ن م ك گ
ظ ط ز ر ذ د ء و . , ژ
       جستجوی پیشرفته کتاب
  08/12/1395
نویسندگان   ناشران   بانک کتاب   فروشگاه
 
سفارش از آمازون
پیگیری سفارش آمازون

 
مدیریت مقالات > افسانه ها و فرهنگ توده

در آيين و رسم شاعري
گروه: افسانه ها و فرهنگ توده
نویسنده: عنصرالمعالي كيكاوس بن اسكندربن قابوس

و اگر شاعر باشي جهد كن تا سخن تو سهل ممتنع باشد.
بپرهيز از سخن غامض و چيزي كه تو داني و ديگران را بشرح آن حاجت آيد مگوي كه شعر از بهر مردمان گويند نه از بهر خويش. و بوزن و قافيه تهي قناعت مكن، بي صناعتي و ترتيبي شعر مگوي كه شعر راست ناخوش بود، علحي بايد كه بود اندر شعر و اندر زخمه و اندر صوت مردم تا خوش آيد، با صناعتي برسم شعرا چون: مجانس و مطابق و متضاد و متشاكل و متشابه و مستعار و مكر٧ر و مر٧دف و مزدوج و موازنه و مضمر و مسلسل و مسج٧ع و ملو٧ن و مستوي وموشح٧ و موص٧ل و مقط٧ع و مخل٧ع و مسم٧ط و مستحيل و ذوقافيتين و نجر و مقلوب و مانند اين.

اما اگر خواهي كه سخن تو عالي نمايد بيشتر مستعارگوي و استعارت بر ممكنات گوي و اندر مدح استعارت بكار دار. اگر غزل و ترانه گويي سهل و لطيف و تر گوي و بقوافي معروف گوي، تازيهاي سرد و غريب مگوي، حسب حالهاي عاشقانه و سخنهاي لطيف و امثالهاي خوش بكار دار چنانكه خاص و عام را خوش آيد تا شعر تو معروف گردد.
وزنهاي گران عروضي مگوي كه گرد عروض و وزنهاي گران كسي گردد كه طبع ناخوش دارد و عاجز باشد از لفظ خوش و معني ظريف اما اگر بخواهند بگويي روا بود. ولكن علم عروض نيك بدان و علم شاعري و القاب و نقد شعر بياموز تا اگر ميان شاعران مناظره اوفتد يا با تو كسي مكاشفتي كند يا امتحاني كند عاجز نه باشي و اين هفده بحر كه از دايرهاي عروض پارسيان بر خيزد نام دايرها و نام اين هفده بحر چون: هزج و رجز و رمل و هزج مكفوف و هزج خرب و رجز مطوي و رمل مخبون و منسرح و خفيف و مضارع و مضارع اخرب و مقتضب و مجتث و متقارب و سريع و قريب و قريب اخرب و آن پنجاه و سه عروض و هشتاد و دو ضرب كه درين هفده بحر بيايد جمله معلوم خويش كن.
و آن سخن كه گويي اندر شعر، در مدح و غزل و هجا و مرثيت و زهد، داد آن سخن بتمامي بده و هرگز سخن ناتمام مگوي و سخني كه در نثر نگويند تو اندر نظم مگوي.

بلند همت باش و حقير همت مباش، در هر قصيده خود را بنده و خادم مخوان الا٧ در مدحي كه ممدوح آن ارزد و هجا گفتن عادت مكن كه هميشه سبوي از آب درست نيايد. اما بر زهد و توحيد اگر قادر باشي تقصير مكن كه بهردو جهانت نيكويي رسد. و مرثيت دوستان و محتشمان نيز واجب دار اما غزل و مرثيت از يكي طريق گوي و هجا و مدح بر يك طريق، اگر هجا خواهي گفتن و نداني همچنانكه كسي را در مدح ستايي، ضد٧ آن مدح بگوي و هر چه ضد٧ مدح بود هجا باشد و غزل و مرثيت همچنين.
و هرچه گويي از جعبه خويش گوي، گرد سخنان مردمان مگر كه آنگه طبع تو گشاده نشود و ميدان شعر تو فراخ نه گردد و هم بدان درجه بماني كه اول بوده باشي. بلي چون بر شاعري قادر شدي و طبع تو گشاده و ماهر گشت اگر از جايي معني غريب شنوي و ترا آن خوش آيد، خواهي كه برگيري و ديگر جاي استعمال كني مكابره مكن، بعينه هم آن لفظ را بكار مبرف اگر در مدحي معني بود خود در هجوي بكار بر و اگر در هجوي بود در مدحي بكار بر و اگر در غزل شنوي در مرثيتي بكر بر و اگر در مرثيتي شنوي در غزل بكار بر تا كسي نداند كه آن از كجاست. دايم تازه روي باش و خنده ناك باش و حكايات و نوادر مسكته و مضحكه بسيار يادگير كه در پيش مردم ازين جنس شعرا را نگزيرد.

قسمت قبل   قسمت بعد
راهنماي سايت
كتاب
سفارش كتاب بدون عضويت
پيگيري كتاب بدون عضويت
پيش از مرگ بايد خواند
مقالات
گزارشات
جان کلام
نقد و ادبيات
تاريخ سينما
شاهنامه خوانی
داستان های کوتاه
امثال و ادبيات كهن
افسانه ها و فرهنگ توده
آی کتاب پلی است بین پدیدآورندگان
کتاب و خوانندگان آثارشان

پیگیری و سفارش تلفنی
ساعت ۱۷ - ۹
پنجشنبه ها ۱۳- ۹
۲۲۲۳۸۱۲۳
۲۶۴۵۸۱۵۶
۲۶۴۵۸۳۴۷

پیگیری سفارش آمازون
۲۶۱۲۳۴۵۹