جستجو براي:  در 
صفحه کلید فارسی
پ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 Back Space
ض ص ث ق ف غ ع ه خ ح ج چ
ش س ي ب ل ا ت ن م ك گ
ظ ط ز ر ذ د ء و . , ژ
       جستجوی پیشرفته کتاب
  04/01/1396
نویسندگان   ناشران   بانک کتاب   فروشگاه
 
سفارش از آمازون
پیگیری سفارش آمازون

 
معرفي كتاب > ادبيات > داستان هاي كوتاه

قیمت آی کتاب
120,000 ریال
قیمت کتاب
ریال

روزی تو خواهی آمد ؛ نامه هایی از پراگ
نويسنده: پرويز دوائي
ناشر: جهان كتاب
زبان كتاب: فارسي
تعداد صفحه: 164
اندازه كتاب: رقعی - سال انتشار: 1395 - دوره چاپ: 1
کد کتاب: 119853

در حال حاضر یک جلد در فروشگاه موجود است

امتیاز آی کتاب به این کتاب:

امتیاز دهی به این کتاب:

مروري بر كتاب
پا زديم و پاشنه بر پهلوي مركب راهوار كوبيديم و مركب راهوار پر گرفت و در خيابان‌بندي باغ سبك ، پا سبكبال به حركت در آمد و دست‌هايش بخشنده مهربان ، روي شانه‌هايم بود و شانه‌هايم زير دست‌هايش بالنده و توانمند ، سبك بر گذرگاه‌ها تاختيم و وقتي كه به آن دروازه گل‌آرا رسيديم در گذر از زير طاقي گل‌هاي سرخ ، سه چرخه از كف زمين پر گرفت و اين را اين حس را آن آقا (مولوي) هم بهش رسيده بود كه گفت : «عشق است در آسمان پريدن ...» و واقعا معني «عشق» مگر چيز ديگري هم هست بجز جان آدمي را از خاك باز خريدن و مثل پري پرواز دادن؟

بر جاده مصفاي درخت‌آزين مي‌رفتيم و يك بزغاله كوچك سفيد پابهپا با ما مي‌دويد ، بزغاله ملوس با نمكي كه به گردن‌اش با روبان قرمز زنگوله‌اي داشت و همراه ما و يا يك كمي عقب‌تر از ماها مي‌دويد و آجرفروش گذرگاه زير سم‌هاي كوچك‌اش ، تق‌تق ، صدا مي‌داد و آواز زنگوله‌اش ما را همراهي مي‌كرد و اين صداها زنگ سه‌چرخه‌ها و تق‌تق سم‌هاي ظريف اين بزغاله سفيدبرفي ما را عزيز ديرين ، يك عمر است كه هم چنان در ميان عربده‌هاي نفس‌كش‌طلب‌هاي روزگار دارد همراهي مي‌كند ...

اين فيلم «علي‌بابا و چهل دزد» را بنده الآن كه (در ته عمر) بهش فكر مي‌كنم با يك تكان لذّت‌بخشي متوجه مي‌شوم كه حتي قبل از ديدنش انگار با آن آشنايي داشتم يا آمادة پذيرشش بودم. درست مثل موردي كه گفت: «... كه هنوز من نبودم كه تو در دلم نشستي»... ... صخره مي‌رود كنار و دهانة غار باز مي‌شود و از آن چهل سوار به بيرون مي‌تازند و رئيس‌شان يك چيزي مي‌گويد، يك وردي مي‌خواند كه صخره باز به هم مي‌آيد و دهانة غار بسته مي‌شود و سوارها مي‌روند و دور مي‌شوند و بعدش پسره از مخفيگاهش در مي‌آيد و همان ورد را مي‌خواند يا ورد ديگري را كه صخره باز مي‌شود، كه پردة سينما با صداي خش‌خشي به كنار مي‌رود، پسره مي‌رود تو و اين‌جا غار نيمه‌تاريكي است، تالار نيمه‌تاريكي است كه دورتا دور چه همه رنگ‌هاي قشنگ پُرجلا گسترده‌اند، چه همه جواهر سبز و سرخ و زرد و آبي درخشان، چه غنايي از سكه‌هاي طلا، چه قاليچه‌هاي فاخر و چشم‌نوازي (در مقابل رنگ‌هاي خاكي بيابان برهوت، در مقابل رنگ‌هاي ديوارهاي كاه‌گلي سر راه)، چه پارچه‌هاي زربفتي، همه از جنس «حُلّه‌هاي تنيده ز دل، بافته ز جان» از نوع آن «پرده‌هاي رويايي كه (به قول كسي) با دست‌هاي پريان بافته شده...» (و اين همه در يك روايت تصويري سريع و سرراست و بدون پشتك و وارو و در هر لحظه گويا و رسا، درست مثل روايت‌هاي نقّالي در كار قصه‌گويي فوق‌العاده جذابي، طي فقط ده يا دوازده دقيقه از زمان سينمايي).

...مي‌رود بچه توي اين غار و نور اندك آن تالار و رنگ‌هاي فريبنده‌اش به او پناه مي‌دهند، و در گوشه‌اي براي كام تشنة او خمرة آبي هست (مثل بشكه‌هاي آبي كه براي نذر سر راه عابرها مي‌گذاشتند) و بنده، آقاي عزيز من، ديگر از اين غار بيرون نيامدم، و هنوز كه هنوز است در اين تالار نيمه‌تاريك و خوش‌رنگ و نور مانده‌ام... «عقلا»ي قوم هم هر چه خواستند بگويند!»


كتاب هايي در اين زمينه

لالائی
   

باران بر زمین سوخته
   

پیمان ؛ فصلنامه فرهنگي ارمنيان 73
   

راوي ؛ روايت پنجم : فانتزي و ادبيات فانتاستيك
   

آیینه غیب نظامی گنجه ای در مثنوی مخزن الاسرار
   

راهنماي كتاب ؛ 21 جلدی
   

كتاب هايي در اين زمينه       فهرست کتاب های این گروه


راهنماي سايت
كتاب
سفارش كتاب بدون عضويت
پيگيري كتاب بدون عضويت
پيش از مرگ بايد خواند
مقالات
گزارشات
جان کلام
نقد و ادبيات
تاريخ سينما
شاهنامه خوانی
داستان های کوتاه
امثال و ادبيات كهن
افسانه ها و فرهنگ توده
آی کتاب پلی است بین پدیدآورندگان
کتاب و خوانندگان آثارشان

پیگیری و سفارش تلفنی
ساعت ۱۷ - ۹
پنجشنبه ها ۱۳- ۹
۲۲۲۳۸۱۲۳
۲۶۴۵۸۱۵۶
۲۶۴۵۸۳۴۷

پیگیری سفارش آمازون
۲۶۱۲۳۴۵۹